برچسب:
نویسنده: نگار اسدی
من از صداي تو...
هـــزاران کاست کوتاه دارم
بِنگر هراسانم ؛ نَفَس
من در خیالم
با نگاهت وعده ي دیدار دارم !!!
برچسب:
نویسنده: نگار اسدی
اینجا نشسته ام بر لبه ي پرتگاه مرگ را احساس میکنم تمام خاطره ها را یك به یك از یاد مي گذرانم نه جراتي براي پریدن دارم و نه میلي براي عقب کشیدن وادامه دادن
نمي دانم چه خواهد شد بودنم را ك کسی باور نکرد شاید این بار رفتنم را همگي باور کنند ...
برچسب:
نویسنده: نگار اسدی
تو مرا آزردي
ك خودم کوچ کنم از شَهرت
تو خیالت راحت !
میروم از قلبت
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندي !
و به خود میگویي :
باز مي آید و میسوزد از این عشق ولي
برنمي گردم ، نه !!!!
میروم آنجا ك دلي بهر دلي تب دارد …
عشق زیباست و حرمت دارد …
برچسب:
نویسنده: نگار اسدی
برچسب:
نویسنده: نگار اسدی
من از تمام آسمان یك باران را میخواستم
از تمام زمین یك خیابان را
و از تمام تو ...
یك دست ك قفل شود در دست من
برچسب:
نویسنده: نگار اسدی
به گمانم شب را وقتي ك خدا دلتنگ بود ؛ آفرید :)
برچسب:
نویسنده: نگار اسدی
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه ....
برچسب:
نویسنده: نگار اسدی
بهم گفت هر كي عاشقت شه تكليفش چيه؟
بايد خودشو بكشه ...
گفتم چرا؟
گفت چون عاشقه ولي به عشقش نميرسه ..
برچسب:
نویسنده: نگار اسدی
از سوي تو این بي وفایي تا کي ؟ .... :)
برچسب:
نویسنده: نگار اسدی